اظهارات مدیر عامل سابق صندوق بازنشستگی کشوری
خبرگزاری دانشجو روز گذشته اظهارات میعاد صالحی مدیر عامل سابق صندوق بازنشستگی کشوری در همایش یادبود «جوانگرایی» را که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مستقل صنعتی شریف برگزار شد، منتشر کرد که در ادامه بخش هایی از این خبر آمده است:
* برخلاف ماده ۸۴ «قانون تنظیم مقررات دولتی (شماره ۲)» حقوق نجومی در برخی هلدینگها توزیع میشده! مدیرعامل یکی از هلدینگهای زیرمجموعه ۲۰ تا ۲۶ میلیون تومان در ماه دریافتی خالص داشته، سه ماه یکبار حدود ۳۰میلیون تومان کارانه میگرفته و ۹۶ میلیون تومان سنوات!
* بنده مدیری را که در یکی از هلدینگها حقوق نجومی میگرفت و بر اساس برخی گزارشهای امنیتی فساد اخلاقی داشت، در تاریخ ۱۸اردیبهشت برکنار کردم، اما امروز این فرد نامزد انتخابات مجلس است.
* همین مدیر مفسدی که بنده برکنار کردم مورد حمایت رئیس وقت کمیسیون اجتماعی و دو نفر از اعضای هیئت رئیسه مجلس بود.
* داماد رئیس وقت کمیسیون اجتماعی مجلس با مدرک لیسانس شیمی معاون اداری-مالی یکی از هلدینگها بود!
* برای تغییر مدیران برخی هلدینگها ساعت ۱۲شب با من تماس میگرفتند و فشار میآوردند که تغییرشان ندهم.
* میگفتند مدرک من مرتبط نیست! خب، مدرک اعضای هیئت مدیره صندوق را بررسی کنیم. سرپرست فعلی صندوق، روابط بینالملل خوانده. برای دو نفرهم اصلا مدرک تحصیلی در سایت صندوق بازنشستگی کشوری قید نشده است. شدت وقاحت برخی برای دستدرازی در بیتالمال شرمآور است.
* به دلیل شدت فشارها بنده نتوانستم مدیر یکی از هلدینگها را برکنار کنم.
* رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با من تماس گرفت و گفت: میخواهی فلانی را برکنار کنی؟ ایشون «جون» من است. بهش دست نزن!
* صندوق بازنشستگی کشوری ۶۳ هتل را تحت تملک دارد. این ۶۳ هتل روی هم رفته سال ۹۵ تنها سه میلیارد تومان سوددهی داشته و سال۹۶ زیانده بودهاند. علت این اتفاق چه بوده؟ این که هتلهای صندوق بازنشستگی کشوری، در خدمت یون بودند. فقط در عید نوروز، ۴۰۰ نفر از مسئولان با خانواده از این هتلها به رایگان بهره بردند. مدیرعامل یکی از هلدینگها رسما به مدیران هتلها بخشنامه زده که به هیچوجه حق ندارید از مهمانان ما هزینه بگیرید!
* ما نسل دوم «ژنخوبپرور» نمیخواهیم. مشکل ما با همین ژنهای خوب است.
* از آقای رئیسی خواهش میکنم با فسادهای صندوق بازنشستگی کشوری برخورد کند.این خبر حاکی است، سید میعاد صالحی که دارای مدرک دکترای مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف است پس از حدود چهار ماه با این ادعا که مدرک وی با کارش غیرمرتبط است از مسئولیت برکنار شد.
پیوندهای مرتبطخبر
عکس
صوت
عکس پوستری
۱۳۹۸/۱۰/۱۱
حضرت آیتالله ای در دیدار صبح امروز با پرستاران در پاسخ به اظهارات شب گذشته ترامپ: ملاحظه کنید [آمریکاییها] در عراق و سوریه چه میکنند. انتقام داعش را از حشدالشعبی دارند میگیرند. حشدالشعبی چون داعش را -که اینها ساخته و پرداخته کرده بودند- زمینگیر و ازاله کرد، حالا دارند انتقام میگیرند. بنده و دولت و ملت ایران بشدت این خباثت آمریکا را محکوم میکنیم. حالا نکتهی قابل توجه این است که وقتی از این حوادث برای آمریکاییها پیش میآید -ملاحظه میکنید در بغداد و سراسر عراق هیجان ضدآمریکایی چقدر است- باز آن جناب توییت کرده که ما این را از چشم ایران میبینیم و پاسخ ایران را خواهیم داد. اوّلاً غلط میکنید؛ ثانیاً منطقی باشید، که نیستید. مردم کشورهای این منطقه از آمریکا متنفرند. شما آمریکاییها در عراق و افغانستان جنایت کردید و آدم کشتید. مردم عراق و سوریه و افعانستان از آمریکاییها متنفرند و این تنفر یک جایی بیرون میزند. لازمهی حرکت ی و امنیتی که آمریکا در منطقه میکند، همین نفرت است. جمهوری اسلامی اگر تصمیم بگیرد با کشوری معارضه و مبارزه کند، صریح این کار را میکند. ما به منافع و مصالح کشور و ملتمان پایبندیم؛ به عزت و پیشرفت و عظمت ملت ایران بشدت پایبندیم و هر کس اینها را تهدید کند، بدون هیچ ملاحظهای با او روبهرو میشویم و ضربهی خود را وارد میکنیم. ۱۳۹۸/۱۰/۱۱
گزیده دیدار: پاسخ رهبر انقلاب به تهمت و تهدید ترامپ
با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :
پیوندهای مرتبطبيانات
[نمایش تمام تصاوير]|[دریافت تمام تصاویر (Zip)]
حضرت آیتالله ای: «هر لحظهای که در کار پرستاری، با توجه به احساس تکلیف در مقابل انسان دردمند میگذرانید، یک حسنهای را از خدای متعال دریافت میکنید. این کارهای دشوار را که تأثیرهای بزرگ و مهمی دارد، باید قدر دانست.» ۸۹/۰۲/۰۱
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن سالروز میلاد حضرت زینب سلاماللهعلیها و روز پرستار پوستر «همنشین درد» را منتشر میکند.
برچسبها: حضرت زینب (سلام الله علیها)؛ پرستاران؛ تکریم پرستار؛ محصولات ریحانه (زن، خانواده و سبک زندگی)؛
در این رابطه بخوانید :
زینب که دل و روح بلندی دارد
زینب که دل و روح بلندی دارد - درنزدخدا مقامِ ارجمندی دارد
اویافته ادب زجدوپدرومادرِ خویش - خودموعظه های سودمندی دارد
زینب که بود زین اب و مادرِخویش
زینب که بود زین اب و مادرِخویش - درراهِ خدا ز کَس ندارد تشویش
دریاری دین بود پس از مادرِ خود - در بینِ ن همّتِ او از همه بیش
زینب که خود او اُسوه یِ تسلیم رضاست
زینب که خود او اُسوه یِ تسلیم و رضاست - ازبهرخدای خویش راضی به قضاست
او زینِ اب و محمّد است و زهرا - ازبهرِ تو باقری شفیعه در روزِجزاست
پنجم ماه جمادی زینت عرش برین
پنجم ماه جمادی زینت عرش برین - زدقدم درخانه یِ مولا امیرالمؤمنین
دختِ كبرایِ علی درخانۀ مولاعلی - پانهادوخانه ازنوررخش شدمنجلی
آنكه نامش را زلطف خودخدا زینب نهاد - نامِ زینب راخدا بردخت زهراهدیه داد
فاطمه خوشحال شدازدیدنِ رخساراو - بوسه زدبردیدگان و لعل گوهرباراو
شدامیرالمؤمنین خوشحال وشادازاین ولید - كردشكرحق ازاین میلاد و مولود سعید
شدحسن شادوحسین خوشحال ازاین مولودپاك - گشته است بیت ولایت ازفروغش تابناك
شدحسین بیش ازهمه دل بسته براین مه جبین - كس ندیده یك برادر،خواهری را اینچنین
بود زینب برحسینش یاور و پشت وپناه - خاصه اندر كربلا و كوفه و شام سیاه
گرنبودی زینب اندركربلا خونهای پاك - بی ثمرمیشد نمیشد همچنان خورتابناك
انقلابی بی هدف میشداگرزینب نبود - همچه درّی درصدف میشداگرزینب نبود
انقلاب كربلارانام زینب زنده كرد - باقری زینب یزید سفله راشرمنده كرد
ازکتاب مجموعه اشعارباقری-سروده های حجة الاسلام سیدمحمدباقری پور
خوشبختی ظاهری!
همه اطرافیانم به زندگی من غبطه می خورند چرا که در ظاهر مرا خوشبخت ترین زنی میبینند که همه امکانات تفریحی و رفاهی برایم فراهم است. خانه ای در منطقه مرفه نشین شهر، خودروی مدل بالا و همسری سرشناس و ثروتمند شاید آرزوی خیلی از دختران باشد اما همه این خوشبختی ها تنها ظاهری از زندگی توام با تنهایی و بدبختی من است و .
زن 25 ساله با بیان این جملات بغض فرو خوردهاش را شکست و با چشمانی اشکبار به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: 21 ساله بودم که «هادی» به خواستگاریام آمد. او فرزند یکی از افراد سرشناس شهر بود و در شغل و حرفه خودش نیز فردی موفق به شمار می رفت. به همین دلیل خانواده ام بلافاصله به این خواستگاری پاسخ مثبت دادند چرا که پدر و مادر من کارمند بودند و از نظر اقتصادی و اجتماعی در سطح متوسط جامعه قرار داشتیم. هادی همه ویژگی های یک مرد ایده آل را داشت و من فکر می کردم بخت در خانه ام را زده است! وقتی سر سفره عقد نشستم در رویاهای یک زندگی زیبا غرق بودم خانوادهام نیز از این که چنین دامادی نصیب شان شده است، در پوست خود نمی گنجیدند.
خلاصه خیلی زود جشن عروسی من و هادی برگزار شد و پدرم منزل ویلایی قدیمی را در مرکز شهر فروخت تا برای حفظ آبرویمان آپارتمانی را در بالای شهر اری کند. این گونه بود که پا به خانه بخت گذاشتم درحالی که ظواهر این زندگی موجب غبطه اطرافیانم شده بود و آنها مرا دختری خوشبخت و خوش شانس میپنداشتند. در شرایطی که آخرین ماههای دوران بارداری ام را می گذراندم یکی از صمیمیترین دوستانم همواره در کنارم بود و در این شرایط از من مراقبت می کرد.
او گاهی به منزلمان می آمد و با حرف هایش روحیات دوران بارداری ام را تقویت می کرد اما بعد از مدتی او به طور ناگهانی ارتباطش را با من قطع کرد و دیگر به منزلمان نیامد. نمیتوانستم دلیل این کار او را درک کنم آن قدر پیگیر ماجرا شدم تا این که روزی دوستم برایم پیامی فرستاد و مدعی شد که همسرم به او پیشنهاد رابطه داده است! با خواندن این پیامک چشمانم از تعجب گرد شد. حرف هایش را باور نکردم. با خودم اندیشیدم آن دختر حسود قصد برهم زدن زندگی ام را دارد! به همین دلیل ارتباطم را با او قطع کردم اما هنوز ذهنم درگیر این ماجرا بود تا این که چندین ماه بعد متوجه رفتارهای مشکوک همسرم شدم. بعد از به دنیا آمدن فرزندم هادی دیگر کمتر به منزل می آمد. او سروصدا و گریه های بچه را بهانه می کرد تا از منزل دور بماند.
تلفن های گاه و بی گاهش نیز بر سوء ظن هایم می افزود تا این که روزی او را در منزل مجردی یکی از دوستانش به همراه زن غریبه ای دیدم به طوری که دیگر نمی توانستم روی پاهایم
بایستم.
ناخودآگاه به یاد پیامک دوستم افتادم. هادی نیز نمی توانست این ماجرای آشکار را پنهان کند وقتی به چشمانش نگاه کردم خیلی دلم شکست اما به خاطر فرزندم او را بخشیدم و گناهش را نادیده گرفتم با وجود این رفتارهای همسرم نه تنها تغییری نکرد بلکه خیانت های او به من روز به روز بیشتر می شد. او در برابر اعتراض های من می گوید این شیوه زندگی من است من نمیتوانم آن را تغییر دهم اگر نمی توانی این شرایط را تحمل کنی، طلاقت را بگیر! اگر تو هم در زندگی من نباشی، ن دیگر جای تو را خالی نخواهند گذاشت!
به ناچار حقیقت های پنهان زندگی ام را با مادرم درمیان گذاشتم اما او مرا دعوت به سازش کرد و گفت: اگر طلاق بگیری کسی را نداری که از تو حمایت کند. آن روز در کمال ناباوری مادرم به من گفت که پدرم نیز از مدت ها قبل با زن دیگری رابطه دارد و او برای حفظ آبروی خانوادگی سکوت می کند! مادرم همچنین گفت اگر طلاق بگیری چگونه در این آپارتمان کوچک به همراه فرزندت و برادرانت زندگی میکنی؟ هادی بهترین امکانات را برای تو فراهم کرده است و مخارج زندگی ات را پرداخت می کند! پس تو هم کوتاه بیا و به زندگیات ادامه بده و .
اکنون نیز همسرم به خاطر شغلش در شهر دیگری ساکن شده است و گاهی برای سرکشی از من و فرزندش به مشهد می آید. خوب میدانم او با ن غریبه دیگری ارتباط دارد اما سکوت می کنم و خود را به خاطر حفظ آبروی خانوادگیام خوشبخت نشان می دهم. اگرچه با ، سفر و تفریح خودم را سرگرم می کنم اما هیچ گاه احساس آرامش نمی کنم. چرا که .
درخور یادآوری است، به دستور سرگرد امارلو (رئیس کلانتری شفا) این پرونده در دایره مددکاری توسط کارشناسان زبده مورد بررسی قرار گرفت. ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی . شماره : 20279 - ۱۳۹۸ يکشنبه ۸ دي
درباره این سایت